Thursday, June 26, 2008


Imagine your house of thoughts standing in the middle of an ocean of light from a trillion stars...
Imagine your awareness trapped inside the darkness of that house, struggling daily to live off the artificial light of your limited experiences...
now...
imagine the walls crumbling down, and the effortless release of consciousness expanding in to the brilliance of what is and always was. Now give the experience a name:
enlightenment...
و در آن عشق ... به اندازه های پرهای صداقت آبی ست

Friday, June 20, 2008

میلیاردها آرزو و رویا هست که دارم
می دانم همه دست یافتنی است



ولی سوال اصلی این است



کدامین آروز، خواسته واقعی من است؟
آیا آنچنان به وجودت و به اصل راستین خودت نزدیک هستی که بدانی واقعا چه آرزوهایی داری؟





زمانی که توانایی به تصویر کشیدن بالاترین بودن خود را در آرزوهایمان داشتیم ... فاصله احساس، فکر و عمل نقطه ای بیش نیست



به قول ایران درودی ... برای نقاشی ... نقاش بودن کافی نیست

Monday, June 16, 2008









Today i felt my consiousness ...
it is not dependant on my location, my mood, the enviroment tempreture, my thoughts and my doings ...
it's just... there is a deep silence i feel inside ...
blinking her eyes and looking at me like a new born baby ...
a new born being ...
can you feel what i feel ... ?

به قول عزيزي ...
عشق در اين لحظه مشغول به چه كاري است؟