Friday, December 30, 2011


You need to wake up if you want to dream.

Paulo Coelho

Friday, December 23, 2011


وقتی كه اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود

و در تمام شهر

قلب چراغ های مرا تكه تكه می كردند.

وقتی كه چشم های كودكانه ی عشق مرا

با دستمال تیره ی قانون می بستند

و از شقیقه های مضطرب آرزوی من

فواره های خون به بیرون می پاشید

وقتی كه زندگی من دیگر

چیزی نبود، هیچ چیز بجز تیك تاك ساعت دیواری

دریافتم، باید. باید. باید.

دیوانه وار دوست بدارم

When my trust hung from the thin thread of justice and the hearts of my lamps were smashed into tiny pieces all over town and the childlike eyes of my love were blindfloded with the black kerchief of law.When blood was gushing forth from anxious temples of my desire, when my life was nothing other than the ticking of the clock, I realized that I must love that I must madly love.

"Window" (1967) by Forugh Farrokhzad, translated by Farzaneh Milani



Thursday, December 22, 2011


... But when the strong were too weak to hurt the weak, the weak had to be strong enough to leave

...

From: The Unbearable Lightness of Being.


Tuesday, December 20, 2011

The Dreamer - The Poet

Tuesday, December 13, 2011

Tea with flowers

Tea with flowers by Yegi
Tea with flowers, a photo by Yegi on Flickr.

Well, I used to be not comfortable with this idea where writing blogs would change based on your life's phases. I have to agree on that now, i guess ... so what's the story behind the fact that suddenly out of no where, sitting in my office, i decided to write on my blog ... can we say it depends on you internally more than external factors? well .... let's have no judgement ... at least here i am now ...

Sunday, October 09, 2011

In the light

In the light by Tywak
In the light, a photo by Tywak on Flickr.

آيا مي توانيد ديد دروني تان را پاك كنيد تا چيزي جز نور نبينيد؟

Monday, June 27, 2011

مگر آدم چه میخواهد ...

یک خونه کوچک تمیز با بوی اسپند ...

که وقتی از سرکار برمیگردی به انتظار تو باشد ....

مگر آدم چه میخواهد ...



یک سرپناهی برای آروم بودن ... برای تنها بودن .. برای خود بودن ...

یک شامی که به لحظه لحظه آمدن او بیندیشی و ذوق کنی هر لحظه صدای کلید در خانه تو رو خوشحال خواهد کرد ...


مگر آدم چه میخواهد؟

یک لحظه چشم بر نهادن و حس اینکه همه عزیزانت درامان هستند ...







Thursday, June 23, 2011

این رنج اگر ما رو نابود نکنه باعث رشد ما می شه ...


Tuesday, May 03, 2011

love it!

love it by Yegi
love it, a photo by Yegi on Flickr.

Today is a beautiful day ....
Do you need a reason?

;)

Thursday, April 28, 2011

Isla Grosa

Isla Grosa by XavierSam
Isla Grosa, a photo by XavierSam on Flickr.

امروز دلم از اون دل هاست ...

Friday, April 22, 2011



امروز با دو تا از دوستان رفتیم لب دریا و طبق هر جمعه شروع کردیم به صحبت و گپ زدن ...
سعی میکنیم بیشتر بحثهای خودشناسی و روانشناسی بکنیم ...

طالب جالبی گفته شد که دوست دارم بهش بیشتر فکر کنم ...

در زمان کودکی، به دلیل ناآکاهی والدین کودک واقعی ما به دو قسم تبدیل شده است : یکی آن چیزی که جهان ما (مادرمان) آن را تایید میکند و دیگری کودک طبیعی که پنهان شده است ...






آن چیز تایید گیرنده ... حالا بزرگ شده و چیزی شده که همه انتظار داشتند آن بشود ...

چیزی هست که همه راضی هستند از او ....


پس همه راضی هستند جز خودت ... چرا ...؟ چون کودک طبیعی تو هنوز در دو سالگی مانده است ....


باید این سایه ها برکنار شود ... و خودت رو لخت و عریان و بی نقاب ببینی ...

باید شهامت این پوست کنی را داشته باشی ... داری؟


و بعد دوباره به دوسالگی برگردی و آن کودک خود را بزرگ کنی ... کودک واقعی خودت را ...

Sunday, April 17, 2011


خوب خود باش

بهتر از دیگران مباش ...

بهترین بدبختی ست ...


دکتر هولاکویی

Tuesday, April 05, 2011

Life and us


Life is beautiful, isn't it?

life is so strange to me ...


بهترین احساسهایی که در همه عمرم داشتم را در این جا

گذروندم ...


عمیق ترین احساسها ..


دوستت دارم

Saturday, April 02, 2011



I am reading a new book by Susan Boyle ...

She is basically telling her true story how she become famous ... the day she was heading to the audition, she was feeling so unsure, shaky and skeptical ... she wore the worse dress ever! and she was i think at her worst condition ... that day it raining like hell and her shoes was all wet ... she catch the bus in a wrong direction and she changed the buses for six times ... ! but she was still going on ... and going on ....


I like the way she wrote her book, so simple, so herself ...

Wednesday, March 30, 2011

My children ...

Today is a beautiful morning ... every morning around 9 to 10 a.m the sun shine on our balcony for few minutes ... i jump out to the balcony to put all of them in one coloumn that they can have their breakfast which is the sun and water .... vayyyyyy ... they are my babies ... cute babies ...

http://www.ted.com/talks/lang/per/christopher_mcdougall_are_we_born_to_run.html

http://www.ted.com/talks/lang/per/christopher_mcdougall_are_we_born_to_run.html

اندر احوالات متخصصین اروپایی و غربی در کشورهای عربی

مدتی است که در این منطقه کار میکنم و با طیف گسترده ای از متخصصین و کارشناسان مالی در تماس هستم ... این تماس شامل مصاحبه های ده تا پانزده دقیقه ای بوده و مشاهدات من شاید برای این قضاوت کافی نبوده باشد. ولی از اونجاییکه در دو منطقه دبی و کویت تمرکز داشتم و با طبقه خبره در حوزه مالی نشست و برخاست اندکی داشتم فکر میکنم نظراتم ارزش بیان کردن را داشته باشد تعداد مشاهده شده در حدود 60 تا 80 مورد می باشد که به نظرم تعداد مشاهده شده که به صورت کاملا تصادفی انتخاب شده بودند می تواند نمونه خوبی برای نشان دهنده کل جامعه باشد. به طور کلی، مقامات تصمیم گیرنده در کشورهای عربی همانند خودمان در ایران ( البته فکر کنم در ایران خیلی بهتر باشد) بیگانه پرست و یا به عبارتی غربی پرست می باشند ... خب البته از جدی بودن در کار و پشتکار متخصصین اروپایی نمیتوان چشم پوشید .. به نسبت ما شرقی ها کارهای ساده اداری و یا تجاری را با وسواس بسیار با دقت زیاد پیگیر هستند. ولی من مشکلم با این جنبه نیست ... من مشکلم با سطح علم و عمق دانش علمی این افراد می باشد. به نظر من (باز هم متذکر می شوم شاید مشاهدات من ناقص بوده باشد) این طبقه متفکر و باهوش که با دک و پز بسیار قدم رنجه فرمودند در کشورهای بد آب و هوای عربی و مجبور هستند آفتاب شدید شش ماه از سال رو به هوای همیشه ابری لندن ترجیح بدهند در حرفه و تخصص خود دانش عمیقی ندارند و معلومات آنها سطحی می باشد که هر خواننده اخبار مالی و تجاری با چند بار روزنامه اف تی و وبلاگ های زاویا می تواند به این دیدگاه ها دست پیدا کند و خیلی هم کار سختی نیست ... ضمنا نکته قابل توجه دیگر این هست که در میان این طبقه افرادی که بد خلق و عبوس و بد بین باشند مورد توجه و ارج بیشتری می باشند. دقیقا بر عکس این موضوع، متخصصین از کشورهای آسیای شرقی مانند مالزی و سنگاپور و یا ایرانی و آفریقایی که در رده های بالای مدیریتی هستند از سطح دانش بسیار خوبی برخوردار هستند با یک بینش بسیار متواضعانه به خود و به مسایل اطرافشان می نگرند که نشان دهنده این است که چقدر برای رسیدن به این مقام تلاش و پشتکار داشته اند ... به هر حال این رسالت مدیران تصمیم گیرنده عرب تبار است که بتوانند تفاوت در این دو طیف را ببینند و درک کنند که سرمایه انسانی میتواند فارق از ملیت و نوع رییس جمهور و رنگ چشم و رنگ مو و نوع پاسپورت باشد که من فکر نمی کنم حالا حالاها چنین معجزه ای رخ دهد ....