Monday, March 31, 2008


Well, here is my status
this morning i watched a holiday program in BBC prime, it was in Fiji Iceland's... so i added to my list to go there .. :p
having my coffee now ... with classic fm radio (listen again smooth classic).... and thinking of ...

jogging in the evening ... or maybe shopping ... !

life is good when you have two days holiday in a week! ...

Thursday, March 27, 2008


Today morning it was about 5,
i got up and opened my window ...
then again slept ...
very nice breeze ... i could hear birds were singing while i i was dreaming you ...

Wednesday, March 26, 2008


The more you trust your feelings
the less you need external approves...
let me ask you something...
have ever had the experience when all around you believe this a wrong decision but you strongly know it is right ...
can you measure the enjoy of self growth?
of connecting more into inner powers? connecting to "Shakti"?


:)

it is not measurable...

Tuesday, March 25, 2008


Dear God,

give me enough strength to accept:

we come to life to choose our own fate, own experiences and lessons...
we are here for each other by being truly ourselves... by living our beings...

I can not change you ...
You can not change me ...


we can change only ourselves

Wednesday, March 19, 2008


یک موضوعی هست چند وقتیه فکرم بهش مشغول شده .. باید بنویسم ... دیگه نمیشه !!! خسته شدم از بس سعی کردم بگم نه اینطور نیست ... می بینم نه واقعا اینطور هست ... !

به طور کلی آدم انتقادگری نیستم ... جز در شرایطی که واقعا جان به سر شوم .... :)
لذا بر عکس جو حاکم در وب لاگهای فارسی ... خیلی انتقاد از جامعه ، مردم و دولت را دوست ندارم .... حال برویم سر اصل مطلب در شب سال نو .... خدا رحم کنه ... هه هه

از وقتی که از انگیلیس برگشتم یک سال و اندی می گذرد ... رفتار خودم رو توی این یک سال با یک سالی که در انگیلیس بودم مورد مشاهده قرار دادم ... همینطور ترسها و احساساتم رو
معاشرت با مردم و ارتباط با دیگران

می بایست اعتراف کنم در ایران قضاوت روی آدم بیشتر هست
همه به همه کار دارند
برای هم تصمیم میگیرند
خیلی راحت نظرات قطعی و نتایج نهایی خود را در مورد آدمها و شرایطشون صادر می کنند
و از همه مهمتر .... حسادت عجیبی به هم دارند ... !! خصوصا خانمها ...

نتایج چنین جوی بر روی من گوشه گیری و ترجیح به تنها بودن هست
این واکنش هم خیلی درست نیست ... می دونم از روی ترس هست

در هر حال ... حس می کنم وقتی در انگیلیس بودم خیلی آزادتر و راحت تر زندگی می کردم
آزادی منظورم آزادی اجتماعی نیست ... آزادی بیشتر آزادی و نگران نبودن از تفسیر و قضاوت دیگران هست

یادمه وقتی داشتم برمیگشتم به خودم گقتم .... همونطور که توی انگیلیس بدون ملاحظه و با دیگران رو راست بودی

بیخودی با کسی مهربون نباش
خودت باش
از هیچ چیزی هم نترس
مثل این عکس ... همه سایه ها رو ببین و مشاهده کن ولی آبی خودت رو حفظ کن
آبی آبی باش

سال جدید ... اهم اهم ... بیچاره شدین عزیزان


:D

Last moments of this year i spent..
was in my space ... sorry ... our space
our space is a place where you feel you are home ... your childhood home ... your safest place in universe

birds are washing their body into the water ...
sun is here with us also
silence and you ... inner you ....


امروز به این حس رسیدم که واقعا همه چیز شدنی هست
احساسات و انتخابهای تو ...
چه حسی داری و چه کسی هستی وقتی داری انتخاب میکنی؟






زندگی زیباست
چون کل هست
نه جز






Awareness does not fight, awareness releases....

awareness is simply aware while everything in the universe parades before it.






and finally,

norouz come to our small home too ..!


Happy Norouz...

Saturday, March 08, 2008

گاهي اوقات نمي دونم چطوري از خدا تشكر كنم
...

Thursday, March 06, 2008

ok...

i am in airport now....
i remember one year a go.... someone was coming to iran on 7th of march....


....

tonight is our anniversary....

Saturday, March 01, 2008


These days ...

they drive me crazy ... the spirits they intoxicate me ... I watch them infiltrate my soul

birds singing spring is getting closer and closer

today today today ...

these days ... these days ...

i feel something deep in me is giving birth ...

giving birth to purity ... to love .... to love everyone , praying.... all in multiverses ....


give birth to purifity ....