Friday, October 30, 2009

امروز خونه رو تمیز کردم ...
رفتم خرید ...
هوا هم کمی ابری بارونی بود ... چیزی که اینجا وقتی اتفاق می افته واقعا باید جشن گرفت ! هه هه

بعد به کارهای مختلفی رسیدم ...
مثلا مدتها بود دنبال یک مطلبی توی اینترنت می گشتم ... و همه لینکهایی که پیدا میکردم خیلی سخت و صقیل بودند برای فهمیدن ولی امشب به طور خیلی شانسی یک لینکی پیدا کردم که خیلی ساده و واقعا زیبا این بحث فاینانس رو توضیح داده بود ...


فهمیدم که ذهنم آرومتر شده ...


Thursday, October 29, 2009


بهشت همینجاست ...
جایی که آرامش اینو داشته باشی که صدای نفسهات رو بشنوی ...
ضربان قلبت رو بشنوی ...

چشمهای زیبای خودت رو ببینی و توی آینه با تعجب نگاهشون کنی ...

بهشت جایی ست که تو هر لحظه دم و سکوت و بازدم را هستی ...

جایی ست که او با توست ...

همینجاست ...

Friday, October 23, 2009


دیشب داشتم زندگی یک خواننده معروف (آرش) رو میدیدم که توی سوئد زندگی میکنه ... داشتم فکر میکردم چقدر انرژی و زندگی توی این کشورها زنده است ... همه محیط بیرون و با درونت یکی هست ... هیچ چیزی مخفی نیست ... قابل نکوهش نیست ...
ازش خیلی خوشم میاد به خاطر اینکه جسورانه آهنگ فارسی رو معروف کرد بین موسیقی اروپایی ...
به خاطر اینکه خیلی خلاقه
به خاطر اینکه هدفهای بزرگ داره و برای بدست آوردنش راههای متعارف خواننده های لس آنجلسی رو نرفت ...
توی یکی از کلیپ هاش ... کارگردانی رو انتخاب کرد که برای آهنگهای معروف مثل
Desert Rose Sting
ویدیو کارگردانی کرده بودند ...
اگر شما ویدیوهاش رو ببینید ... خیلی فرقی با کلیپ های جوان پسند جهانی نداره و بسیاری از ایرانیان نوجوان سراسر دنیا رو به خودش جذب کرد ... برخلاف آنچه که در دهه اخیر ... خواننده های لس آنجلسی نتوانستند با سلیقه جوان ایران رشد کنند ...
کلیپهای جوانهای ایرانی که در داخل ایران با اون همه محدودیت ساخته میشوند قابل تحمل تر از کلیپ های لس آنجلسی هست ... ولی نکته ای که هست اینکه همین حضور خواننده هایی مثل آرش و آبجیز و اینها باعث میشود که خوانندگان لس آنجلسی هم به تکاپو افتاده و روش راننده کامیون پسندی خودشون رو تغییر بدهند ....
یکی دیگه از کارهای این وروجک این بوده که در مسابقه انتخاب برتر آهنگ سال اروپا ... با یک دختر آذربایجانی یک کلیپ درست میکنند و می فرستند برای مسابقه ... آهنگ برنده نشد اما کمتر از آهنگ سال معروفتر نبود ...

http://www.youtube.com/watch?v=HmA82DlI-Pc (The one sent to Eurovision)

من خودم خیلی اون آهنگی رو دوست دارم یک دختر با لهجه خارجی، فارسی با آرش میخونه ...
این ها همه به نظرم ابتکار هست ... خلاقیت هست ... چون مخاطب رو جذب میکنه

http://www.youtube.com/watch?v=TFRNZ46e-qQ ( The one with a very reputable director)

....

Thursday, October 22, 2009


Let yourself to become crazy ... yes nuts ...
insane ... do stupid things ... wear stupid clothes ... leave yourself ... leave it ...

Dance loudly on the beach and yes do crazy things ....
Dance with me ...

TV now is playing "Dance with me to the end of love" by Michael Cohen ...

...

Whenever your life stuck somewhere .... change the gear my dear ... yes! change it ... come on! ...

change yourself to new reality ... to new "You" ... everybody including yourself is bored of you! ufff ...

;D

la la la la la la ...

hay, I am not drunk ...
به قول مولانا ...احتیاجی به شراب نداریم ما ...
ما از چیز دیگه ای مستیم ...

Voila... cheers ... !

Wednesday, October 21, 2009

با آمدن پاییز تصمیمهای جدید گرفتم ...
نمیگم چی ... ولی فقط باید اینو بگم که کلی هیجان دارم و دارم بهش فکر میکنم
اگه بشه چی میشه ...

هه هه ...

چند وقتی هست که حالم برای نوشتن سرجاش نیست ...
نمیدونم چرا ...

ولی در کل خوبم ... خدایی دارم اینجا ...
و یک پیشی خانم ...
و یک فنجان چای و دعاهایم ...

عشق هایم ... اشکهایم ...

: *

Wednesday, October 14, 2009


خیلی طول کشید تا بتونم تعادلی بین مسایل شخصی خودم و مسائل جمعی اطرافم و اتفاقاتی
که در اطرافم می افته برقرار کنم ...

هم خیلی ظریفانه خود را از جمع بدانی و در شادی ها و غم ها شریک باشی، هر کمکی از دستت بر می آد دریغ نکنی و هم از طرفی آرزوها و رویاهای خودت رو دنبال کنی ...
خودت رو به خودت اثبات کنی و در این سفر لذت ببری از بودن با خودت و کشف خودت ...

به قول احمد محمود زندگی رو دگرگون کنی ... نه اینکه کشف کنی ...

هم یگانگی خودت رو پیدا کنی و هم یکی بودن رو با اطرافیانت حس کنی ...
دعا کردن برای دیگران روش خیلی جالبیه ... در عین حال که این "تو" هستی که دعا میکنی برای دیگران ... هم یگانه انرژی تو در کائنات احساس میشه و هم تو احساس یکی بودن با دیگران رو در خودت احساس کردی ...


دلم خیلی برای بارون پاییز تنگ شده ... آخ آخ

Sunday, October 11, 2009

وقتی این عکس رو می نداختم ... به آرامش اون لحظه فکر میکردم ... به آرامش نور تابیده آفتاب بعد از ظهر توی خونه ... و سکوت ...

اون موقعها که بچه بودم این نور رو توی خونه خیلی دوست داشتم ... این پیام رو بهم میداد که همه چیز آرومه .. همه چیز خوبه ... نگران هیچ چیزی نباش ...

بعد از اینکه این مطلب رو خوندی ... برای چند دقیقه ای چشمهات رو ببند ... زندگی ات رو تا همین لحظه یک مروری بکن ...

لحظه های خوشی و شادی و عشق و لحظه های غم و ناراحتی و دلتنگی و دل مردگی ...
همه رو بذار کنار هم ... حالا به این سوال جواب بده ... آیا ارزشش رو داشت؟
از این همه زندگی که داشتی تونستی عشق و بودن رو تجربه کنی؟
تاثیر اون لحظه ها و عمق اونها به اندازه ای بود که خستگی سختیهات رو ببره؟

اگر بوده ... همه رنجها و اشکهای تو رو می بوسم ...
همه چین و چروکهای صورتت رو باید در آغوش بکشی و عاشقانه خودت رو نوازش کنی ...

اگر هم نبوده ... دوبرابر تو را می بوسم و در آغوش میگیرم ...
خودت رو عاشقانه بقل کن تا خستگی هات در بره ...

برای خوشبخت بودن تلاشی لازم نیست ...
همه چیز آرومه .. همه چیز خوبه ... نگران هیچ چیزی نباش ..

:*

Wednesday, October 07, 2009



Muahhh ...


Today I feel so good ... without any reason ...
I feel like " this is me" ... "this is who I am ... " " this is me ..."
Art of living ... art of being yourself ... art of loving yourself ... art of forgiving yourself ...
Art of loving everyone ... not changing yourself becasue of other's reaction ...
be yourself my love ... I need you as you are .. :*
Life couldn't be better than this, could it? ;)

--
Yeganeh