Tuesday, October 30, 2007


God lives now and creats the next infinity of living with sparkels...
from this purity ... "life"

Friday, October 26, 2007

Friday Breakfast in heaven...


Heaven is close ...
no worries
one day all around us has to change to heaven
cause that day ...
we all are flying ...
so light ... because no more thoughts weights our wings...
and have the feeling like sitting under the sun in the cold ...

Friday, October 19, 2007





هر وقت کوههای شمیران رو می بینم از بلوار کاوه

حس عجیبی می آد درونم ... خیلی جالبه
امروز داشتم به میترا می گفتم که وقتی انگیلس بودم
دلم برای دو چیز فقط تنگ شد
کوههای شمیران و خونه مامان بزرگ ... آشپزخونه با صفای مامان بزرگم و خودش
این کوهها داستان جالبی دارند با من
من و این کوهها یک پیمان بستیم با هم ... از خیلی وقت پیش ها
از سال 75 که من دبیرستان ایران می رفتم ... هر روز صبح پیاده از منظریه تا یخچال ... هر روز از بلوار کاوه رد میشدم
و وقتی می خواستم برم سمت دیگر بلوار ... نگاهم می افتاد به کوهها ... همون موقع ... همون لحظه ها ... همون نگاه ها
کوهها به من گفتند ... همه چیز درست میشه ... یگانه
نگران هیچ چیزی نباش ... به قداست این پایداری ... به قداست این عظمت ... قسم می خوریم ... با تو پیمان می بندیم ...

من نگاه شک داری بهشون می کردم ... نگاه ترس دار و بغض آلود ... مثل کسی که قهر کرده بود

و حالا ... وقتی بهشون نگاه می کنم
از خجالت نگاه ترس دار می کنم و بغض آلود
از اینکه چطور باید سجده شکر به جا بیارم
چطور ازشون تشکر کنم

...


گاهی اوقات جز سکوت، شکر و اشک کاردیگه ای

نمی تونی بکنی

Saturday, October 13, 2007



Steps ...
in a path ...
path of you ...




maybe i am just a dreamer ...
please ... let me finish my dream...
just learning how to enjoy my dreams... to live beautifully ...

wait for me ...
i know ....
i know ... this is too real ... too real for me ...

too late to wake me up now ...
from pure whiteness ... i am seeing something ...
...

Friday, October 12, 2007











دوستت دارم

Wednesday, October 10, 2007


There is a special feeling
in every state of being ...
unique salvation can be found
when you are pure...
you have no self ... no gun... to defend
The spirits ... they intoxicate me
I watched them infiltrate my soul...