Friday, July 31, 2009











I want to live in a way, when I want to close my eyes forever, tell to myself, Yeganeh ... you had good life ... You did good job man! ;)

You had more fun than sarrow ...
You had more giving up than worriness...
You laughed louder than you cry...
You loved more than hate...

I want to live happily ... I want to ...

You wanna join? oh damm you are welcome!!! ... :D :*

Tuesday, July 28, 2009


Happy our first anniversary...

من و تو يکي شوريم
از هر شعله‌ئي برتر،
که هيچ‌گاه شکست را بر ما چيره‌گي نيست
چرا که از عشق
روئينه‌ تن‌ايم.

[]

و پرستوئي که در سرْپناه ِ ما آشيان کرده است
با آمدشدني شتاب‌ناک

Friday, July 17, 2009


من در این لحظه خوشبخت هستم
واقعا هستم ...
میخوام این لحظه ثبت بشه ...
به چند دلیل ساده ...
او هست با من
عشق زندگیم دوستم داره
نهال هم حالش خوبه
خدای عزیزم .... خدای نازنینم ...
نمیدونم چطور سجده شکر بجا بیارم
نمیدونم ...
دیشب خواب مامانم رو دیدم ... برگشته بود پیش من و نهال ... صوفی رو هم دید ... هه هه

بعد من با خودم میگفتم حتما باید یک دکتر خوب پیدا کنم که مامان عمل بشه و دیگه اونطوری نشه ...
امروز خونه رو تمیز کردم ... رفتم خرید ...
پلو پختم با ماهی برای شام ...
خدایا اشکهایم برای شکرگزاری کافی نیست؟
خدای عزیزم ... چقدر به من فرصت دادی ... چقدر من رو دوست داشتی ...

می پرستمت با همه وجودم ...
با همه اشکهایم ...

می بوسمت

Thursday, July 16, 2009


وای چقدر دلم برای وب لاگم تنگ شده بود ...
وای چقدر فارسی نوشتن کیف داره ...
وای که چقدر دلم برای دردل کردن تنگ شده بود ...

چقدر دلم برای این لحظه تنگ شده بود ... به به ...

به به ...

امروز رفتم بیمارستان دیدن همکار خوبم که تازه نی نی دار شده ...
خیلی حس خوبی داشتم ...
گاهی برات پیش اومده توی یک جمعی هستی ... یک دفعه به وجودت خودت آگاه میشی ... و خودت رو حس میکنی
خودت رو خیلی دوست داری ...
خودت رو خیلی دوست داری ...

خودت رو از طریق دیگران می بیینی ... و حس میکنی ...
نمیدونم چطوری توضیح بدم ... مثل قضیه اینکه گرما در برابر سرما معنی پیدا میکنه ....
دیگران برای من اون تضاده بودن امشب که خودم رو حس کردم ...

براستی زندگی اگر دنیای تضاد نبود چقدر همه چیز ثابت و یکنواخت می شد ... چقدر لوس و بیمزه می شد ...
چطوری میخواستی به وجود خودت آگاه بشی؟ خودت رو پیدا کنی؟


Wednesday, July 15, 2009

Who do you need?
Who do you love?

....

;)

Tuesday, July 07, 2009






آیا شهامت عشق ورزیدن با همه وجود را داریم؟
به خداوندی خدا سوگند میخورم اگر در عشق ورزیدن به زندگی، آدمها، حیوانات و همه کائنات ذره ای شک داشته باشیم ... ترس داشته باشیم .. لذتی بی اندازه را از خود دریغ کرده ایم
کسی که باهمه وجود خالصانه عشق هست ... کیفیت وصف ناپذیری را تجربه میکند ...

پس عشق بورز ... عشق باش ... جان باش ... به قول جناب شاهد ...




Sunday, July 05, 2009

I can be calm in this situation only by feeling my "God" ...
My source of energy .... my source of happiness ... my source of courage ... 

I can't stop listening to this song ....


Love,

--
Yeganeh