Saturday, July 31, 2010





















28th of July was our second anniversary ....
...we were so lucky having each other.

P.S. I love you ...

Sunday, July 25, 2010
















بیشترغم جدایی عاشق از معشوق ... به خاطر از دست دادن خود معشوق نیست ...
به خاطر از دست دادن بودنی ست که عاشق زمانی که با معشوق است ، هست ...

بودنی که کوه رو جابه جا می کنه

بودنی که هیچ چیز مانعی نیست .. بودنی که از دست دادنی را نمی شناسد ...
بودن خالص ...

و حالا سوال این هست ...

اگر بدونی قدرتمندترین ، عظیم ترین نیروی این کائنات عاشقانه برای تو وجود داره ...
کسی که بینهایت دوستت داره
کسی که هر لحظه بخوای هست ...

با همه وجود با همه عشق ... با همه نیروی هستی برای تو هست ...

بودن تو چگونه خواهد بود؟

دلم میخواد باهمه وجودم براش اشک بریزم ...وای

عاشقتم ...



Sunday, July 18, 2010
















Life is life ...
Love is the only thing that matters ...
and our feelings are far dominant to us than our thoughts ...

with our feelings we can sense the life ...
and how women are fortunate to be passionate more than men ...

Friday, July 16, 2010

It's been a while i am thoughtful of ...
of this question: are you willing to be happy no matter what? no matter worst case scenarios happen for you ... no matter your biggest fears come true? ... it's not easy to say... it's not the matter i want ... it's the matter of can I ? can i be happy no matter what?

I used to think yes i can ... but now ... well ... hardly can tell ...

It's not the matter of my dreams, or my unfinished wishes ... it's about myself ...
it's about everything within you ...

are you willing to give up all fears to your God? are you willing to trust it fully ...

from the moment we get that strong to reach that point .... oh yeah ... i am damm free ...





Sunday, July 11, 2010


نزدیکهای تولد پنج سالگی وب لاگم هست ... و دارم کم کم حس میکنم چقدر دلم تنگ شده برای این فضا ....
دوست ندارم قضاوت کنم چی شده بود ...
وب لاگم رو ورق می زدم .... و حس عجیبی بهم دست داد ...



به قول میترای عزیزم

Every little obstacle, every fall you have, is an opportunity

احساس میکنم توی این چند سال واقعا چند سال پیر شدم ...

دلم برای همه چیز تنگ شده ...

حتی خودم ...