Tuesday, September 16, 2008


نصف شبی هوس وب لاگ نوشتن کردم ... این هم از عواقب درس خوندنه !!
اگه شوهرم بفهمه
!!! :D :D

دیشب فیلم راکی قسمت 2 رو می دیدم یک قسمتی از فیلم هست که دکترها ممنوع کردن راکی رو از بازی کردن دوباره بوکس چون ممکن هست بینایی اش رو از دست بده و راکی هم با خواهش زنش تصمیم گرفته که دیگه بوکس رو ادامه نده. از طرفی به پول احتیاج دارن و راکی فقط کارهای یدی رو می تونه انجام بده. چند جا رو امتحان می کنه ولی همه شون به دلایلی اخراجشون می کنند ... رقیب راکی هم دائم اون رو به بازی بکس دعوت می کنه و دلیل امتناع راکی رو از بکس ترسو بدون راکی اعلام می کنه . توی این ماجرا، مربی بوکس راکی میاد سراغش و از اون میخواد که دوباره بیاد و تمرینها رو شروع کنه و راکی تصمیم نهایی اش رو میگیره که بره و در لحظه آخر در مقابل اشکهای همسرش اینطوری جواب میده : که

"... Please ... don't ask me not to be a man" ...

این جمله من رو یاد این جمله معروف می ندازه که " زیباترین جلوه زنانگی زن زمانی است که مردانگی را به یاد مرد بیاورد" می دونم الان فمینیستها منو تکه تکه می کنند با این جمله ولی

کاملا به این جمله ایمان دارم و معتقدم که برای زن هیچ لذتی بالاتر از این نیست
که بتواند فقط معشوق نباشد بلکه "عاشق" هم باشد

این بحث ادامه خواهد داشت ...

No comments: