Tuesday, November 09, 2010

دو دو شب نخوابیدم ...








زندگی خیلی عجیبه ... نه؟
شگفت انگیز بودنش رو حس میکنی؟ دقت کردین که زمان آهنگ زندگی دقیقا مثل خود طبیعت عمل میکنه ... نه براساس ذهنیت ما ... که همه چیز رو سریع و فوری میخوایم ...
چقدر کیف داره آدم حس کنه که با این جریان هستی هماهنگ هست ... و با این جریان به سلامت داره سفر میکنه ...
چقدر کیف داره وقتی حس میکنی این سرسپردگی رو ... کیف داره
امروز برنامه اپرا تمام بازیگران فیلم اشکها و لبخندها
(the sound of music)
رو دعوت کرده بود به مناسبت چهل و پنجمین سالگرد این فیلم ... وای من عاشق این فیلم بودم ....
جولیا اندرز بازیگر زن این فیلم ... زنی پر از عشق و خلوص ... که این عشق از چشمهاش هم هویداست ...
با اینکه خیلی پیر شده بود ولی معرکه بود ...
هنوز هم پر از عشق بود ... پر از جان بود ...
دوست دارم مثل این زن زندگی کنم ... همیشه خالص ...
وقتی که پیر شدم ... چشمهام رو ببندم و با همه وجودم همه عشقی رو که در خودم انباشتم حس کنم ...
میدونم هنوز خیلی کار دارم به اونجا برسم ... ولی خدا رو شکر که این آرزو رو دارم ....
با همه وجودم عاشق این زندگی هستم ... با همه سختی هاش ... با همه ترسهام ...
خودم رو در آغوش میگیرم و می بوسم ...
تو هم همین کار رو بکن ...
:*





No comments: