Sunday, May 10, 2009

کتابی رو جدیدا مطالعه می کنم به نام تفکر زائد ... نوشته جعفر مصفا ... جالبه ... مطالبش... با اینکه بیشتر آقای مصفا سعی کرده به سبک و سیاق کریشنامورتی نوشته هاش رو مرتب کنه ...
نکته هایی اش برام جالب اومد ...
که تفسیر آنها را برای خودم اینجا خلاصه میکنم ...

برای خنثی کردن اثر یک فکر در ذهن اینطور میشه به قضیه نگاه کرد که یک دسته سلول عصبی در حال واکنش دادن شیمیایی هستند ... همین و بس ... همه فعل و انفعالات فیزیکی و مادی ست ...و این من هستم (من مشاهده کننده این فعل و انفعالات) که می تونم انتخاب کنم به این معادلات شیمیایی سلولهای مغز معنی بدم یا نه ... این من هستم که انتخاب میکنم این واکنش های شیمیایی شدیدتر بشوند (غرق شدن در یک فکری و به طور پیوسته از یک فکر منفی ساده به یک فاجعه رسیدن ) ...

و یا
می تونم انتخاب کنم ... که اینها فقط یک سری تبادل سلولی هست توی مغز من که الان دارم نگاهشون میکنم ... و هیچ واقیعت خارجی ندارن ...
They are not real ... they are totally fake ... still !!! (thank to God) ...
اینطوری نگاه کردن یک فضای جدید بهم داد ... مغز خودم رو یک فضای خالی دیدم که یک سری نورون دارن باهم واکنش میدند .. خب که چی؟
Does this mean anything to me?

و اونوقت خوب به این نکته توجه کنید ... داریم یک مرحله میریم جلوتر ... میخوام مشاهده گر (من) رو هم حذف کنم ... ... جالبه .. اگر ذهن خودمون رو یک فضای خالی ببینیم که این نورونها دائم دارن به یکدیگر پیام میدهند ... خب .. حالا تصمیم بگیریم .. نورونها ساکت باشن ... در یک صدم ثانیه ...
ذهن تو یک فضای خالی هست از نورونهای آروم ...
هیچ "منی" وجود نداره ....

داری هست شدن رو زندگی میکنی .. با "توجه کامل" و"بودن"

و این لحظه از تمام لحظه های زندگی ام زیباتراست

No comments: